جنش دانشجويي پس از انقلاب اسلامي به رغم موفقيتهايي كه داشته ، گرفتار آسيبها و ضعفهايي هم بوده است . جريان اصيل جنبش دانشجويي توانست در ساليان اخير با بهرهگيري از رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب از طريق تفكيك خط مشي خود از نمودها و نمونههاي انحرافي چسبيده به جنبش دانشجويي، نقش مهمي را در تغيير گفتمان سياسي - اجتماعي جامعه و مآلاً روي كارآمدن دولت نهم ايفا نمايد.
با توجه به ظرفيت عظيم اين جنبش در پيگيري مقولاتي همچون عدالتمحوري ، خدمت محوري و استكبار ستيزي بر دولت نهم فرض است كه به جنبش دانشجويي به چشم يك فرصت بينظير بنگرد و با نگاهي دراز مدت، دانشگاه و دانشجويان را از سهمي شايسته در ارائه رويكردهاي صحيح و نظارت بر عملياتي شدن آنها برخوردار سازد . اين مهم تنها در صورتي ـ بصورت واقعي و عميق ـ تحقق خواهد يافت كه دانشگاه در كشور در جايگاه توليد علم قرار گيرد و توفيقي در گسترش نهضت نرمافزاري حاصل آيد.
از همين رو تاكيد ميورزم كه جنبش دانشجويي نز بايد متقابلا دولت نهم را فرصتي كمنظير بشمارد و خود را در خدمت اعتلاي آن قرار دهد. بايد خاطرنشان ساخت كه طرح رويكردهاي انقلابي - بومي در عرصههاي سياسي ،اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي بصورت «كلي» اگرچه امري لازم است ، اما كافي نيست. عملياتي ساختن اين كليات يعني تبديل آنها به برنامهها و آييننامههاي اجرايي، نياز به شناخت ابعاد مختلف قضاياي سياسي ـ اجتماعي دارد.
براي اين كه دانشگاه از خروجي «توليد علم بومي» برخوردار گردد ، بايد در روند اسلامي ساختن دانشگاهها جهشي صورت پذيرد . همچنان كه تجربه نشان داد نهادهايي مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين مسير اندرخم يك كوچه باقي ماندند.
در اينجا ميخواهم بعنوان فردي كه ساليان متمادي دانشجو بوده و يا مرتبط با دانشگاه بودهام تاكيد كنم كه به يقين تحقق اسلامي شدن دانشگاهها جز با مشاركت كامل بدنه انقلابي و سالم دانشگاه امكانپذير نخواهد بود و اين امر راز عدم موفقيت نهادهاي مسئول در اين امر ميباشد. به بيان ديگر جوانان دانشگاهي مومن و انقلابي بايد در طرحريزي دانشگاه اسلامي اعم از محتوايي وشكلي دخالت كامل داشته باشند . جالب است بدانيم كه مقاومت در برابر شكلگيري نظم جديد اتفاقا از سوي كساني صورت ميگيرد كه خود ساخته نظام ناقص قبلي و عادت كرده به آن هستند و در عين حال خود را متولي اداره دانشگاه هم ميدانند.
بعنوان نمونه بايد تصريح كرد كه تا هنگامي كه برنامهريزي درسي دانشگاهها از قبيل تعيين دروس و تعيين سرفصلها منحصر به يك شورا باشد ، در جهت اسلامي شدن دانشگاهها كاري از پيش نخواهد رفت.
به هر حال اداره جامعه بصورت كارآمد در جهان امروز تنها و تنها در پرتو شناخت ابعاد مختلف قضايا (ي زندگي و جامعه) ميسر است ودر اين راستا بايد كادرهاي علمي و اجرايي قوي در دانشگاهها تربيت شوند. دانشگاههاي ما هنوز قالب غيربومي و اسكلت استعماري خود را حفظ كردهاند و لذا بيشتر گرفتايهاي جامعه ما در سطحي عميق از اين مساله نشات ميگيرد . اين تعبير امام خميني كه ما به اين زوديها از گرفتاري دانشگاهها نجات پيدا نخواهيم كرد، همين مقصود را بيان ميدارد.
آقاي دكتر عليرضا زاكاني، نماينده مجلس چندين ماه است كه پيگير جمعآوري نظرات كارشناسي و اطلاعات لازم در مورد دانشگاهها ميباشند. شخص وزير علوم ، آقاي دكتر زاهدي ، نيز چند روز پيش رسما خواستار شد دانشجويان نظرات كارشناسي خود را در جهت تحقق اهداف وزارت علوم به اين وزارتخانه ارسال نمايند.
از يك سو برقراري تعامل همه جانبه با دانشجويان شرط لازم و برعهده وزارت علوم ميباشد و بعلاوه بايد شجاعت و جسارت لازم براي اخذ و اجراي اين نظرات در وزارت علوم براي دانشجويان مشهود و معلوم گردد واز سوي ديگر جنبش دانشجويي بايد فرصت دولت نهم را غنيمت شمرد و گام در اين عرصه مهم بگذارد.
به هر حال براي موفقيت دولت در اداره كارآمدوتوانمند كشور بطور قطع به دانشگاه اسلامي نياز ميباشد و براي تحقق دانشگاه اسلامي نيز فرصت كوتاه است و نيازمند جهش در تحقق آن هستيم . در اين ميان آنچه كه حياتي است اين است كه وزارت علوم سكان خود را به دست جوانان انقلابي و مومن بسپارد و نقشي واقعي براي آنان قائل گردد.
منبع:روزنامه سیاست روز - چهارشنبه ۲۳/۹/۱۳۸۴- جعفر برهاني