تبليغاتX
چشم انداز
وبلاگ شخصی جعفر برهانی

رهبرمعظم انقلاب، در سخنراني عيد غدير امسال (10/11/83) درارتباط با بحث انتخابات رياست جمهوري، نكاتي را متذكر گرديدند كه مي‌توان آنها را به چند بخش تقسيم نمود:

1-اهميت و ضرورت مديريت انقلابي كارآمد در كشور

از ديدگاه معظم‌له، از آنجا كه ايران داراي ظرفيتها، امكانات، استعدادها و زمينه‌هاي مساعد كاري فراواني مي‌باشد، لذا بطور طبيعي درهر بخشي كه مديريت مومن، انقلابي، دلسوز و كارآمدي بر‌آن حاكم باشد، كارهاي بزرگي در آنجا انجام مي‌شود و آثار و بركت فراواني مشاهده مي‌گردد: «در هر بخشي، وقتي يك مدير خوب وجود دارد، انسان مي‌بيند چقدر كار در آنجا به وجود مي آيد و چقدر گشايش براي مردم پيدا مي‌شود. در هر بخشي كه يك مدير دلسوز، كارآمد، مومن و انقلابي سركار است، انسان آثار و بركات آن را مشاهده مي‌كند.»

معناي ديگر اين سخن، آن است كه در هر بخشي از كلان- بخشهاي كشور كه از نظر داشتن يك چنين مديريتي، دچار ضعف باشيم، به همان نسبت، كارهاي مهم و لازمي كه بايد براي مردم و انقلاب صورت بگيرد، انجام نخواهد گرفت و فرصتها بر باد خواهد رفت: « مديريت يك جامعه جزو اثر گذارترين مسائل جامعه است… ضعف مسلمانان و جوامع اسلامي ، اغلب ناشي شده است از ضعف مديران جوامع و زمامداران آنها ».

اين نكته اي است كه جامعه و بويژه احزاب و گروههاي سياسي بايد از عمق جان بدان باور داشته باشند. فهم عميق اين مطلب باعث خواهد شد تا گروههاي سياسي كشور در معادلات و تصميم‌گيريها هرگز به تقدم منافع فردي، حزبي و جناحي بر منافع عمومي تن در ندهند.

2- برنامه كلي مديريت كلان جامعه

برنامه اصلي تعيين شده از سوي معظم‌له در اين مورد، مبارزه واقعي با «فقر،‌فساد و تبعيض» و همچنين «عوامل آنها» و به بيان ديگر، «پيگيري اجراي عدالت در جامعه » مي‌باشد كه در اين برهه ،مطالبات اصلي و واقعي مردم را تشكيل مي‌دهد: «در اين كشور بايد با فقر و فساد و تبعيض مبارزه شود، علاج مشكلات اين كشور، اين است كه به طور جدي اجراي عدالت پيگيري شود: تبعيض برداشته شود، با فساد و فقر و عوامل فقر بطور واقعي مبارزه شود». از اين ديدگاه، رفع و علاج مشكلات كشور، منوط به تحقق و پيشبرد واقعي اين مبارزه مي‌باشد. لذا پيشاپيش بايد گفت كسي مي تواند اين مهم را به انجام رساند كه خود از آلودگيها منزه بوده ، عزم و اراده اين مبارزه در جوهره او وجود داشته و از قدرت اِعمال مديريت انقلابي برخوردار باشد.

3- سهم ومسئوليت رئيس جمهور در اين برنامه

از ديدگاه ايشان، در تحقق اين برنامه مهمترين بخش و سهم عمده در اختيار قوه مجريه مي‌باشد. بنابراين رئيس‌جمهور (بعنوان رئيس قوه مجريه و عاليترين مقام اجرايي كشور) اساسي ترين نقش را در انجام اين مهم (كه مهمترين و اصلي‌ترين مطالبات مردم را تشكيل مي دهد ) داراست. اين امر ايجاب مي‌كند تا چنين مقامي بطور حتمي از ويژگيهاي لازم در اين زمينه براي مديريت اين برنامه برخوردار باشد تا بتواند از فرصتها در جهت تحقق اين آرمان بزرگ استفاده كند. ؛ امري كه در صورت  تحقق، نظام ج.ا.ا را در انظار ملل جهان بعنوان الگويي موفق و كارآمد قرار خواهد داد.

4- ويژگيهاي لازم براي رئيس جمهور آينده

از همينرو، با توجه عميق به اين مطلب ، معظم‌له  براين باورند كه رئيس‌جمهور آينده بايد از ويژگيهاي ذيل برخوردار باشد:

اول آن كه از توانايي و قدرت لازم براي پيشبرد اين مبارزه برخوردار باشد.

 دوم آن كه در اين زمينه از احساس مسئوليت كامل برخوردار باشد.

 و سوم اين كه از شادابي و آماگي لازم براي بر عهده گرفتن هدايت و مديريت اين مبارزه نيز برخوردار باشد. زيرا صرف داشتن توانايي براي پرداختن به چنين امر مهمي كفايت نمي‌كند. بنابراين از اين ديدگاه،‌ رئيس‌جمهور آينده كشور بايد از چهره‌اي مكتبي، مردمي، توانا و بانشاط برخوردار باشد: «مردم بايد دنبال رئيس‌جمهوري باشند كه اين توانايي، اين شادابي، اين قدرت، اين احساس مسئوليت و اين آمادگي به كار در امر وجود داشته باشد.»

5- مردم بعنوان مرجع اصلي و نهايي تشخيص مصداق

تشخيص چنين چهره‌اي در ميان كانديداهاي رياست جمهوري امري است كه چنانچه به بهترين وجه محتمل باشد، آن را در تشخيص عمومي ملت به شكل ترجيح آراي اكثريت مي‌توان ديد.

نكته مهم آن است كه مردم در اين فرآيند، به منافع و مصالح كشور مي‌انديشند و بنابراين بالضروه تابع تصميمات گروهها و جناحها قرار نخواهند گرفت: «مردم تحت تاثير حرف اين و آن هم قرار نمي‌گيرند، تشخيص مي‌دهند؛ اين را مردم ما نشان داده‌اند».

 بنابراين تشخيص مردم، الزاما تابعي از تشخيص گروهها و شخصيتها نخواهد بود. از اين ديدگاه، مردم بهتر و بيشتر از هر بازيگر ديگري به منافع و مصالح ديني ملي خود مي‌انديشند و لذا احتمال صحت تشخيص آنان بيشتر از سايرمراجع مي‌باشد.

از اين رو لازم است گروهها و جناحها در تعيين و معرفي كانديداي مورد حمايت خود به اين مطلب توجه داشته باشند و چنان نپندارند كه تبعيت مردم از تشخيص آنها امري حتمي و ضروري است.

مهمترين فايده فهم اين مطلب براي گروهها و دسته‌جات سياسي اين است كه در تشخيص خود بطور واقعي ملاك‌هاي مذكور را مدنظر قرار دهند و از دخالت دادن عوامل ديگر كه ريشه‌هاي قومي ـ قبيله‌اي دارد يا متكي بر مصلحت‌انديشي‌هاي غيرمكتبي- غيرعمومي است، پرهيز نمايند.

 منبع:روزنامه سیاست روز - ۱۹/۱۱/۱۳۸۳ - جعفر برهانی

+ تاريخ: 83/11/19 ****  |